پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - نيم رخ اقتصادى پاپ - خاکی فیروز مهدی

نيم رخ اقتصادى پاپ
خاکی فیروز مهدی

بر پايه يك ميراث مشترك شرقى، مرگ، يكى از مقدس‌ترين واژه‌ها براى ما ايرانيان است. اين تقدس آن قدر عظيم است كه مردگان را نيز در برگرفته و تا آنجا پيش مى‌رود كه اكنون انتقاد از مردگان، سخت‌تر از نقد قدرتمندان و ثروتمندان است، اما چندى است كه بر اين تنديس بزرگ، شكاف‌هايى افتاده است ؛ شكاف‌هايى كه به نگارنده جسارت مى‌دهد تا به نقد يكى از محبوب‌ترين چهره‌هاى جهان معاصر، يعنى پاپ ژان پل دوم بپردازد .
گرچه تلاش‌هاى نوسازانه وى در اعاده حيثيت ازگاليله، آشتى مذاهب و عذرخواهى از خطاها و جنايت‌هاى كليساى كاتوليك، به ويژه در مورد يهوديان، ساكنان بومى امريكاى جنوبى و زنان، ستايش برانگيز است ؛ ولى نمى‌توان به اين بهانه، از نگاهى جامع به رهبر فقيد كاتوليك‌هاى جهان چشم پوشيد.
پاپ فقيد، دست كم از سال ٢٠٠١ م، دچار بيمارى‌هايى چون پاركينسون، لكنت زبان و ضعف هنجره بود. واكنش طبيعى در برابر اين بيمارى‌ها كه وى را در موقعيتى شكننده و ناكارا قرار مى‌داد، كناره‌گيرى از قدرت مذهبى بود؛ ولى وى ترجيح داد كه كه مقامش را تا آخرين لحظات زندگى اين جهانى‌اش حفظ كند و هوادارانش اين رفتار را تلاشى آگاهانه براى بالا بردن سطح عقل و تفاهم پيروانش نسبت به درماندگان و بيماران تلقى و تبليغ كنند. با اين همه، نمى‌توان از اقدام آگاهانه و تبليغى پاپ و كشور كوچك واتيكان، براى جلب توجه بيشتر نسبت به وى يا از طريق برانگيختن احساسات دقيق مردم و پيروان در اين ماجرا اثرى نديد؛ به ويژه آنكه واتيكان نيز به رغم همه محافظه‌كارى‌اش، اهميت رسانه‌ها را در تحكيم و گسترش نفوذ خود دريافته است.
بهترين گزينه براى شناخت منش اقتصادى پاپ فقيد، ميشل كامسدو است ؛ فردى كه در سال ٢٠٠٢ با كنارگيرى از مديريت صندوق بين‌المللى پول، عنوان جديد مشاور اقتصادى پاپ را از آن خود كرد. نتيجه سياستهاى وى كه از سوى ليبرالهاى محافظه كار نيز تأييد شد، آتش گشودن بر روى تظاهر كنندگان ضد گرسنگى در اندونزى و بحران‌هاى مالى در كشورهايى چون آرژانتين بود كه البته سياستمداران نالايقى هم در اين كشورها حاكم بودند.
پاپ‌هاى كاتوليك، سالهاست كه محبوبيت يافته‌اند، چون از دخالت جدى در سياست اجتناب مى‌كنند. اما مسئله فقط سياست نيست و شامل اقتصاد هم مى‌شود. مارتين لوتر بنيانگذار پروتستانيزم، رمانى جنبش نوگراى مذهبى خود را آغاز كرد كه پاپ لئون دهم، همت خود رإ؛ صرف تزيين و آرايش كليساهاى رم مى‌كرد.
شكوفا شدن بازرگانى اروپا و طلاهايى كه از امريكاى تازه كشف شده به سوى اروپا جارى بود، وى را براى طلب ثروت بيشتر تشويق مى‌كرد. دستيار اصلى وى در اين مسير، كشيش آلمانى »ژان تتزل« بود كه به شهرها و كشورهاى مختلف اروپا مى‌رفت تا به جمع آورى ثروت و مال بيشتر بپردازد .
اين كشيش با كالسكه طلايى خود، به شهرها مى‌رفت تا خطاب به مردم شهرهاى مختلف كه با بوق‌هاى مذهبى به استقبال وى مى‌رفتند، در كنار محراب جاى گيرد و بگويد: »مردم! بياييد از من اوراق آمرزش و بخشايش بخريد؛ شما و دوستان‌تان مى‌توانيد از آتش و عذاب دوزخ نجات يابيد«.
فروش بليت‌هاى ورودى بهشت، هنوز هم توسط رهبران كاتوليك جهان ادامه دارد. آنها بخشى از اين ثروت هنگفت را به اقدام‌هاى بشردوستانه، نظير كمك‌هاى غذايى به كودكان كشورهاى عقب مانده آفريقا و آمريكاى جنوبى اختصاص مى‌دهند و بخش ديگرى را به حساب‌هاى پاپ و كاردينال‌ها واريز مى‌كنند تا آنها احتمالا براى انجام حجم بيشترى از فعاليت‌هاى خيريه، به فعاليت‌هاى تجارى مورد علاقه، همچون خريد سهام شركت فولكس واگن، با مديريت پيتر هارتس كاتوليك بپردازند.
مهم‌ترين اقدام اقتصادى كارول جوزف ويتيلا كه عنوان مذهبى ژان‌پل را براى خود برگزيده بود، كمك به فروپاشى نظام‌هاى كمونيستى در زادگاه خود، يعنى لهستان بود. ريگان رييس جمهور وقت ايالات متحده و پاپ، در اقدامى همسو به فروپاشى بلوك شرق همت گماردند ؛ البته هر يك با هدفى متفاوت. ريگان نگران رشد شيوه‌هاى اقتصادى كنترل شده بود، ولى پاپ نه به دلايل اقتصادى، بلكه بر مبناى نگرانى‌هاى اخلاقى، به دولت‌هاى چپ ضربه مى‌زد. ضربه‌اى كه ديوار بلند برلين و نظام به ظاهر متحد اتحاد جماهير شوروى را سرنگون كرد.
ژان پل دوم، بر خلاف رهبران سده‌هاى پيش از خود، ظاهر اقتصادى پر رنگى نداشت. البته در دنيايى كه ثروتمندان، توان و حق منفى نگه داشتن ميزان دارايى‌هاى خود را دارند، نمى‌توان از ثروت واقعى پاپ، اطلاعات دقيق ارايه كرد.
شايد تنها درآمد مشخص پاپ، همان چيزى باشد كه شركت GQT متولى اصلى network marketing در اختيار وى قرار مى‌داد. اين شركت كه شبكه فروش شاخه‌اى سكه‌هاى طلاى بالاى ٥٠٠ دلار را ساماندهى مى‌كند، سكه‌هايى با تصوير رهبران مذهبى و معنوى جهان نيز ضرب كرد. تصاويرى از امام خمينى (ره) رهبر فقيد ايران، و پاپ ژان پل، مادر توزا و ليدى ديانا كه اين دو نفر اخير، نمادهايى عرفى از فعاليت‌هاى خيريه هستند.
آليس يوهانا يكى از مديران اين شركت اعلام كرده است كه دست كم ده درصد از درآمد فروش اين سكه‌ها به صاحب تصوير يا مؤسسه‌اى كه به نام وى است، تعلق مى‌گيرد تا آن را در فعاليت‌هاى مورد نظر خود صرف كند؛ البته ممكن است پاپ اين مبلغ را در راه كمك‌هاى انسان دوستانه‌اى كه در سراسر جهان هدايت مى‌كرد، به مصرف رسانده يا اين مأموريت را به جايگزين خود واگذار كرده باشد.
در قرن اخير، رهبران كاتوليك ايتاليا، بسيارى از دارايى‌هاى كليسايى همچون زمين‌هاى موقوفه را به كشاورزان بخشيده يا فروخته‌اند. آنها سهم خود در اقتصاد را در اقدامى كه ادامه روندهاى سكولار به شمار مى‌آيد، كاهش داده‌اند. اما هنوز آن چنان از اقتصاد مجزا نشده‌اند كه بتوان تمام اظهار نظرهاى آنها را به دليل گرايش‌هاى معنوى دانست. انتشار شفاف فهرست دارايى‌هاى پاپ، پس از ورود او به بهشت، مى‌تواند حقيقت را به شكل بهترى منعكس كند؛ هر چند همين كه هيچ كس تاكنون حتى مدعى نشده، پاپ در ايتاليا، يعنى زادگاه مافيا، به تجارت اسلحه و مواد مخدر پرداخته، به اندازه كافى به وى در برابر برخى ديگر از مدعيان معنويت، محبوبيت مى‌بخشد.